محمد تشکری: سیستم‌عامل ملی زمین(xamin) کجاست؟

سیستم عاملی برای رهبری
یا به اسم مطالبات رهبری و به قصد حیف و میل مجدد بودجه‌های ملی

«گزیده‌ای خلاصه از حواشی مرتبط با مطالبات مورخ ۱۲ آذر ۱۳۹۸ رهبری»
«از خصولتی به خصوصی‌سازی؛ از ظهور شرکت بتنا تا فعالیت مجدد بنیاد/انجمن نرم‌افزارهای آزاد و متن‌باز»
«همگام و هم‌راستا با طرح صیانت، البته قبل از اینکه من، شما، نمایندگان مجلس بخواهیم از آن باخبر بشویم.»

درود بر شما، می‌خواستم بگم این بخش از آنجایی که ارتباط شخصی با خودم پیدا می‌کند، هنوز فرصت کافی برای تکمیل کردنش پیدا نکردم. فقط سعی کردم برخی از مستندات مرتبط را منتشر کنم که به شما کمک می‌کرد خودتان نسبت به اتفاقاتی که افتاده است، یک پیش زمینه ذهنی پیدا کنید.

بخش اول: مقدمه‌ای بر شناخت قبیله آزادی(جامعه نفوذی آزادی نرم‌افزار)

این انسان‌های شریف به هر دلیلی که داشتند، اینگونه زندگی و اعتبار اجتماعی من را طی ۶ سال نابود کردند🤐

و متاسفانه این رفتار‌های زشت و خبیثانه‌ای فقط شامل حال من نمی‌شد. کلا سیستم این دوستان، دادن آدرس غلط به دیگران است.


بخش دوم: فعال سازی مجدد بنیاد/انجمن نرم‌افزارهای آزاد


بخش سوم: ظهور شرکت بتنا و سیستم‌عامل بومی امن ۳ ماهه

من زادهٔ سرزمینی هستم به اسم ایران که بسیار به آن تعلق خاطر دارم، هویتم بر گرفته از تمامی ارکان هویت ملی کشورم است و هرچه را که به ایران ارتباط داشته باشد دوست می‌دارم. حتی برای مواردی که با سلایق شخصی من هم جهت نیستند یا در تضاد کامل هستند هم سعی‌ام را می‌کنم تا جایی که امکان‌پذیر است برای آنها احترام و ارزش قائل شوم.

من به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم اهمیت زیادی می‌دهم، بطوری که در برخی از موارد جامعه برای من از اولویت و ارجحیت بالاتری نسبت به مسائل و مباحث شخصی خودم برخوردار است. برای مثال جامعه را مهمتر از پولدار بودن خودم می‌دانم و زندگی متوسط در یک جامعه سالم را بسیار لذت بخش‌تر از پولدار بودن در یک جامعه کثیف می‌دانم و به هیچ وجه حاضر نیستم سرمایه‌های اجتماعی‌ام را با سرمایه‌های اقتصادی معاوضه کنم.

همچنین یاد گرفتم که رشد من در گرو رشد جامعه‌ام امکان‌پذیر است، یعنی اگر من در ساختن و مراقبت و رشد جامعه‌ام مشارکت قلبی و عملی نداشته باشم، آن جامعه ممکن است هرگز رشد نکند، پس می‌بایست برای رشد و شکوفایی خودم هم که شده در ساختن آن جامعه سهمی را بر عهده بگیرم و تمام سعی و تلاشم را برای ساختن آن بکار بگیرم.

خوب می‌دانم که منافع ملی یک کشور مانند مهره شاه در بازی شطرنج است. شاه شطرنج یک خانه بیشتر نمی‌تواند حرکت کند و نمی‌تواند به هر حرکتی دست زند. گاه حتی باید یک خانه عقب رود. مسئله اینجاست که سایر نیروها باید برای برد بازی شاه را حفظ کنند. سایر مهره‎ها تنها یک وظیفه دارند و آن این است که با توجه به اختیاراتشان، حرکت درست را انجام دهند. همین! این وسط یک سرباز می‎تواند انتخاب کند که سر جایش بایستد، قدمی به جلو بردارد، بجنگد یا خود را قربانی پادشاه کند.

چند سال پیش بود که در راستای حفظ و صیانت یکی از مهمترین منافع ملی کشورمان یعنی خط فارسی انتخاب کردم که قدمی بردارم. منتهی در میان راه برایم این اتفاقات افتادند. ابتدا درگیر این و این موضوعات شدم، بعد قربانی این ناهنجاری جامعه‌ام شدم که در نهایت از مجموع این اتفاقات موجودی به اسم استاد طوفان پدیدار شد.

متاسفانه ریشه اصلی همه این اتفاقات را در فساد و رانت‌خواری پیدا کردم. حرف زدن و صحبت کردن از آنچه که برایم اتفاق افتاده خیلی سخت و دشوار بود. از طرفی سکوت و بی‌تفاوتی را به معنای حکم موافقت و یا رضایت ضمنی می‌دانستم. لذا تنها راهی که پیدا کردم این بود که حقیقت و واقعیت‌ها رو در حد توانم مستندسازی کنم. به این امید که این تلاش کوچکم حداقل بتواند جلوی تکرار آن ظلم‌هایی که بر من روا شد رو برای دیگر هموطنان عزیزم بگیرد.

بنا بر اقرار دانیال بهزادی، آقای محمد تشکری می‌بایست یکی از آن همان سه نفر باشند. چون دانیال بهزادی کارمند آقای تشکری محسوب می‌شود و منظور از «دفتر کار ما» هم دقیقا محل کار ایشان در پژوهشگاه پارسا شریف است.


پایان گزارش🤐