وداع با جادی میرمیرانی-بخش اول: جادی زمانه‌ات را خوب بشناس (:

پیشگفتار:

همگی می‌دانیم که دستیابی جوامع بشری به حق حاکمیت عمومی و هر آنچه که مفروضات جوامع توسعه‌یافته و انسان‌محور است، منحصراً با افزایش خرد و دانایی و درک متوسط عمومی، که منجر به رفع ناهنجاری‌ها و معضلات رفتاری اکثریت غالب مردم شود، امکان‌پذیر خواهد بود و راه‌های دیگر، مسیرهایی کمربندی، تکرارشونده، موقتی و زودگذر خواهد بود که در زمان و فاصلهٔ کوتاهی به نقطهٔ آغازین خود باز خواهند گشت.

لذا هر شخص و مقام و تشکل و رسانه‌ای که از روی درک مسئولیت اجتماعی، در برابر سوءاستفاده کنندگان از معضلات رفتاری جامعه دست به روشنگری بزند، برای رفع آن معضلات رفتاری بکوشد و افکار عمومی را متوجه عواقب و پیامدهای آن کند، گامی در راه افزایش دانایی و در نتیجه دستیابی به جامعه‌ای آرمانی برداشته است. سرعت و بلندی این گام‌ها در قیاس با پیوستگی و تداوم آن اهمیت کمتری دارد.

چنین کوشش‌های آرمان‌گرایانه، به ناچار می‌باید با روشنگری و انتقاد دائمی و خرده‌گیری از سه جناح گوناگون همراه باشد: حاکمان، مخالفان حاکمان و افکار عمومی. چنانکه یکی از این سه جناح به دلایل مصلحت‌آمیز از گردونه روشنگری و انتقاد کنار گذاشته شوند و برای جلب توجه، به مدح حاکمان یا مدح مخالفان حاکمان و یا مدح افکار عمومی پرداخته شود؛ چرخهٔ تکرار و تداوم سلطه از کار نمی‌افتد و به شکلی دیگر به حیات خود ادامه خواهد داد.

خوب حالا که من راضی‌ام😉 و جادی نیز خودش راضیه🤗، پس این وسط هیچ اهمیتی ندارد که شما هم راضی باشید یا نباشید😋. چون وقتی شاهد چیز بدی هستیم، باید عکس‌العمل نشون بدیم.

قدم صفر:
جادی زمانه‌ات را خوب بشناس (:

از هر دست بدی، از همان دست پس میگیری، پس این مباحث عقیدتی همگی یک بهانه‌ است، شما برای گرفتن رانت، من برایی رسیدن به فیتیش اعدام🤨

براحتی می‌توان گفت که کمتر کسی را می‌توان در فضای مجازی یافت که اسم جادی تا امروز به گوشش نرسیده باشد. آخه جادی را شاید بتوان بعنوان یکی از اسطوره‌های بزرگ، کاردرست و نیک نام اکوسیستم ایران برشمرد. جادی از قدیمی‌ترین فعالان ایرانی در فضای مجازی است. اما با این وجود سعی می‌کنم از چند زاویه مختلف جادی را به شما بیشتر معرفی نمایم:

درباره جادی: از نگاه خودش

خودش را هکر خندون، برنامه نویس خوشحال، مدیر سیستم، آموزشگر، بلاگر، پادکستر کیبرد آزاد و دوچرخه سوار فان و چند تا چیز دیگه خوشحال و خندون و امیدوار معرفی می‌کند.

آدرس شبکه‌های اجتماعی جادی: توییتر، اینستاگرام، فیسبوک، تلگرام، یوتیوب، آپارات، ویرگول و سایت شخصی

جادی یک اسم مستعار است. البته نه به معنی مخفی بودن. من در دنیا دو تا جادی بیشتر ندیدم و در نتیجه جادی برام شده یک امضا. جادی معنی خاصی هم نداره. یعنی نه اینکه نداشته باشه، معمولا نمی گم.

من برق / مخابرات خوندم و بعد فوق لیسانس جامعه شناسی. چیزهای خیلی زیادی رو در دنیا دوست دارم. یک گیک هستم و یک هکر. نه به معنی دزدی پسورد و ایمیل مردم. به معنی عشق به دونستن و عشق به تحقیق درباره خیلی از چیزهایی که می بینم و می‌شنوم. اگر بخوام علاقه‌مندی‌ درجه یکم رو نام ببرم باید بگم آزادی.

در درجه دوم می‌رسیم به مشتقات آزادی که می‌شه آزادی بیان و سیستم‌عامل گنو/لینوکس. کامپیوترها و شبکه‌ها همیشه به خاطر خواصشون برام جذاب بودن. تفننی اسکریپ‌نویسی می‌کنم (پرل، پایتون یا هر چیز دیگه) و می‌خونم (کتاب، وب‌سایت‌ها و تقریبا هر چیز دیگه).

من جادی هستم. جادی یک اسم مستعار نیست چون کاربرد اسم مستعار، ناشناس بودن است در حالی که اسم جادی خیلی مشخص‌تر و تابلوتر از اسم امیر است. یک سوال همیشگی اینه که «جادی یعنی چی؟». جادی برای خودش داستانی داره ولی فعلا سراغش نمی‌ریم و فقط می‌گم که خلاصه‌اش اینه که جادی اسمی است که در زمان BBSها، روی من گذاشته شد و چون قشنگ بود، تا امروز استفاده‌اش کرده‌ام. این روزها حتی استادهای دانشگاه، همسر، مادر، مادرزن و پدرزن و… هم بهم می‌گن جادی (: پس شما هم به راحتی استفاده‌اش کنین.

متولد آخرهای ۵۶ هستم و این روزها حدود سی ساله‌ام. نسبتا قد بلند، نسبتا لاغر و نسبتا علاقمند به خنده. تخصص‌ام همیشه کامپیوتر و برنامه / اسکریپت نویسی بوده ولی به جامعه شناسی، اسطوره، دین و شعر هم علاقمندم. شاید به خاطر پیشینه خانوادگی که مهاجر روس بوده‌اند به فالگویی علاقمندم و فال قهوه می‌گم اما تخصص‌ام توی فال تاروت است.

دیگه چی؟ ازدواج کرده‌ام. حدود پنج سال است و خیلی هم راضی و خوشحالم. هیچ وقت دنبال «کانون گرم خانواده» نبودم و چیزی که دوست داشتم یک جای امن و مطمئن و پر انرژی و خوشحال بوده که دارم. نظرم اینه که آدم‌ها باید با هم با احترام برخورد کنند و مسخره کردن همدیگه شوخی محسوب نمی‌شه.

دیگه؟ آهان. از نظر سیاسی طرفدار آزادی و عدالت با هم هستم. یک جور چپ لیبرال (: در امور شخصی، افراد حق انتخاب کامل دارند ولی در امورد اقتصادی، دولت موظف است رفاه و امنیت رو فراهم کنه. در شرایط فعلی آزادی بیان رو جزو مهمترین حقوق انسان‌ها می‌دونم و ازش دفاع می‌کنم. در مورد جنبش زنان که این روزها اینقدر مهمه هم باید اظهار نظر کنم؟ عمیقا معتقدم انسان‌ها برابرند و هیچ چیز (جنسیت، رنگ پوست، وزن بدن و…) نباید مبنای عدم دسترسی عده‌ای به منابع بشه.

در تهران / ایران زندگی می‌کنم و فعلا برنامه‌ام نیست از اینجا برم چون به نظرم اینجا خیلی به درد میخورم و اینجا هم خیلی باحاله (: البته بخشی از شغل من آموزشگری است (آموزش کامپیوتر و راه اندازی سایت، ایمنی کامپیوتر و آموزش آموزشگران یا TOT) و به همین خاطر گاه گداری به کشورهای بسیار فقیر دنیا می‌رم و اونجا درس می‌دم (مثلا کنیا و افغانستان). چند وقت اقدام کردم برم اریتره برای یک دوره آموزشی شش ماهه ولی اریتره گفت از ایران مدرس قبول نمی‌کنه!


درباره جادی: از نگاه هواداران و شاگردان

بی‌شک وجود یک استاد خوب بزرگ‌ترین نعمت توی پیمودن مسیر موفقیته و جادی از هر لحاظی بهترین استادیه که میتونین توی دنیای کامپیوتر ازش کمک بگیرید و باهاش از کد زدن هاتون لذت ببرید. از طرفی این مرد بزرگ بی‌ادعا توی این بازار فروش هر چیز به هر قیمتی به رایگان یا کمترین هزینه کلی محتوای آموزشی شدیدا مفید تولید کرده که هر دانشجوی کامپیوتر رو دعا گو و طرفدار خودش کرده.
جادی جان دمت گرم(منبع)

جادی رو همه می‌شناسیم. شاید شما به خاطر فنی بودن و سواد بالا، تجربه بالاش، با انرژی بودنش، باحال و فان بودنش، کار درست بودنش و یا حتی #پایتون 🐍 و #لینوکس 🐧و #دوچرخه سواری 🚲 دنبالش می‌کنید. ولی دلیل اصلی که باعث شده من جادی رو دوست داشته باشم و دنبالش کنم به خاطر اینه که تو هر شرایطی خودش هست و هر جایی دیدمش و دنبالش کردم یه مدل بوده 👌.

تو دنیایی که خیلی از آدم‌ها در شرایط مختلف، رنگ‌ها و رفتارهای مختلفی از خودشون نشون میدن، اینکه خودت باشی و رفتار و کلامت همیشه اونی باشه که معتقد هستی خیلی ارزشمنده…
دنیا الان #سادگی بیشتری می‌خواد، و البته #جادی‌های بیشتر…(منبع)

ازش خواستیم باهامون عکس بندازه. حین آماده شدن بهش گفتم: ما، خواهر و برادریم داریم باهاتون عکس میگیریمااا. گوشیشو گذاشت جیبش گفت: خب! پس بذا یه عکس با تم خواهر برادری بگیریم باهم😄 و شد این عکس با کلی بار انرژی مثبتی که همراهشه 🤗. شاید فقط چند دقیقه باهاش هم صحبت شدیم، ولی درصد خودش بودن و فروتنیش اونقدر عمیق بود که خاطره موندگاری برامون شد. همون موقع آرزو کردم ایکاش از جنس جادی چند نسخه بیشتر داشتیم 🤲.(منبع)

پسنوشت: #جادی کیست؟ ب من گفتن امام لینوکس، برنامه نویس و. . ایرانه 😁

جادی میرمیرانی فقط یک برنامه‌نویس نیست…
فقط یک جامعه‌شناس نیست…
فقط یک دولوپر نیست…
صرفا یک پادکستر نیست…
تنها یک نویسنده و بلاگر نیست…
بلکه یک استاد به تمام معناست!
کافیست یک جلسه سر کلاسش به تلمّذ بنشینی تا باور کنی جادی دغدغه‌مند است!
دلش میخواهد تا حد ممکن با تمام وجود دانشش را به رایگان در اختیار همه قرار دهد.
جادی آنقدر عاشق است که خلف وعده می‌کند و در روز استراحتش، ۲ ساعت بیشتر کلاس را ادامه می‌دهد.
کلاس را آنقدر هنرمندانه و عاشقانه اداره می‌کند که زمان را به زانو در می‌آورد… به خودت می‌آیی و می‌بینی ساعت‌ها به‌سان چشم برهم زدن گذر کرده‌اند. و تو محو تدریس طنازانهٔ استادی.
چنین استادی فقط یک استاد نیست، بلکه مکتب عشق است!(منبع)

خوب من قرار نیست که فقط بد جادی رو بگم، نه جادی اتفاقا توانایی‌های خوبی هم دارد. مثلا همین فن بیان قوی‌اش که خیلی‌ها از این بابت و بخاطر آموزش‌های روانش بسیار بسیار لذت برده و دوستش دارند.

اتفاقا همین چند سال پیش بود، که من هم شدیدا عاشق و شیفته این خصوصیات باحال جادی بودم. اما زمانی که داشتم روی این توانایی جادی تمرکز می‌کردم که بتوانم آنرا از او فرا بگیریم، و فن بیان خودم را تقویت کنم به ناگاه متوجه یکسری نکات ریز و مشکوک شدم.

جادی در خیلی از محتواهایش، حتی در برخی از آموزش‌های ویدیویی، داشت یکسری پیام‌ها و مفاهیم را بصورت نهان‌نگاری زبانی به دیگران انتقال می‌داد. تحقیقات بیشتری کردم و چیز‌هایی زیادی متوجه شدم، که آهسته و پیوسته آنها را بازگو می‌کنم.

آنچه عیان است👆 اصلا چه حاجت به بیان است، راست گفته‌اند که هیچ گربه‌ای برای رضای خدا موش نمی‌گیرد👇. همانطور که مشاهده می‌کنید، این تنها من نیستم که به فعالیت‌های اخیر جادی مشکوک شده‌ام.


درباره جادی: از نگاه دوستان و همکاران

توی اکانت انستاگرام مکتبخانه نوشته بود:

«جادی ازون آدم خوباس، ازون باحالا، ازون آدم‌هاس که همه دوستش دارن، هیچکس هیچ چیز بدی در موردش نمیگه، ازونا که با خیال راحت می‌تونی بگی #کی_بهتراز_تو؟ و به هیچکس هم بر نخوره، هیچکس هم نیاد بگه وجهه جادی رو بردید زیر سوال!

جادی بامزس و خوب حرف می‌زنه، نه کارشناسیش #کامپیوتر و #نرمافزار بوده نه ارشدش، اما کارش تو #لینوکس و #پایتون خیلی درسته، یه جورایی رو دست نداره، درس‌های آموزش پایتون مقدماتی و پیشرفته‌اش هم همینطور، اونام رو دست ندارن، خلاصه بگم، واقعا باعث افتخار مکتب‌خونس که با اساتیدی مثل #جادیمیرمیرانی همکاری می‌کنیم».

جادی تا دلتان بخواهد دوستان‌ خوب و بحال دارد،

درباره جادی: از نگاه استادِ طوفان(بخش ویژه)

جادی: منشور انجمن بدون مرز-یکشنبه ۲۰ مه ۲۰۰۷

انسان تنها و تنها به دلیل زاده شدن، دارای شانی است که باید از سوی جامعه به رسمیت شناخته شود و در صورت وجود تضاد میان‌شان انسانی و وضعیت، هر انسان به حکم انسان بودن موظف به دفاع ازشان انسانی خویش است. به باور ما امروز جامعه متعفن و کثیف سرمایه‌داری با دامن زدن به رقابت در تمامی حوزه‌های زندگی، خیانتی بزرگ نسبت به‌شان انسانی و پایه زیست اجتماعی انسان مرتکب می‌شود. ما باور داریم که وضع موجود، هرچند ساخته دست خود ما، بهترین شکل موجودیت جهان نیست. از دیدگاه ما، هر انسان می‌تواند با یادآوری حق انتخاب خویش و انتخاب آگاهانه خود، جهانی بهتر بنا کند.

در جامعه بهتر ما، مشارکت جمعی مبتنی بر آگاهی فردی، جای رقابت انسان‌های سودطلب را خواهد گرفت. ما روش‌های قهرآمیز را راه حل نهایی نمی‌دانیم چرا که باور داریم اگر فرد فرد انسان‌ها به آگاهی جمعی برسند، استثمارگر سوژه‌ای برای استثمار نخواهد داشت و روش‌های خشونت آمیز به بازتولید این روابط در جامعه می‌انجامد. در جامعه بهتر ما، افراد حق دسترسی برابر به منابع را خواهند داشت. هر انسان به صرف انسان بودن حق حیات، برابری، آزادی و امنیت را خواهد داشت و از هر شکلی از استثمار و تبعیض رها خواهد بود. در این جامعه، هر انسان تا جایی که محدود کننده آزادی دیگر انسان‌ها نباشد، آزاد است.

ما راه رسیدن به جامعه بهتر را افزایش آگاهی فرد فرد اعضای جامعه می‌دانیم. با افزایش آگاهی، مشارکت انسان‌ها به صورت خودجوش فراهم خواهد شد، که این امر شتاب بخش روند افزایش آگاهی و برافروزنده شعله آگاهی دیگر انسان‌ها خواهد بود.

ما برای این هدف، در زیر نام انجمن بدون مرز گرد هم می‌آییم. ما در عین به رسمیت شناختن انجمن، از ثبت آن در چارچوب‌های محدود کننده فعلی خودداری می‌کنیم چرا که هرگونه پذیرش ساختارهای قدرت را، مخالف روح خودجوش حرکت جمعی خویش می‌دانیم. ما انسانی زندگی می‌کنیم و چارچوب‌های ذهنی خود را، محدودیت‌های بیرونی نمی‌پنداریم. ماشان انسانی خود، حق حیات خود، آزادی خود، برابری خود و در نهایت امنیت خود را حق مسلم خویش تصور کرده، حریف را در وضعیتی قرار می‌دهیم که مجبور به نمایش وجود یا عدم وجود عینی این حقوق در جامعه باشد. اگر به وجود آن‌ها گواهی داد، جامعه به سمت آگاهی و مشارکت حرکت خواهد کرد و اگر این حقوق به رسمیت شناخته نشد، ما محدود کننده آن نبوده، حریف به عریانی ناقض آن‌ها خواهد بود. در آن وضعیت، ما انسانی زیسته و عمل کرده‌ایم و امید داریم که مردم با مشارکتی آگاهانه، پس از مشاهده عریان خشونت، از بازتولید آن دست کشند.

از آنجایی که معتقد به‌شان والای انسانی هستیم افراد را نه در چارچوب‌های صلب جنسیتی، قومی- نژادی، مذهبی، ملی که به عنوان انسان می‌نگریم. بنابراین با احترام به جنبش‌های ملی (تاسیونالیستی)، زنان (فمینیستی) و ضدتبعیض نژادی به جنبش انسانی معتقدیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *