Slide4

جادی میرمیرانی: یک گیگ روشنفکر و فعال حقوق بشر یا یک شارلاتان خبیث و شیاد کلاهبردار ؟

در این مطلب قصد دارم بعد از ۶ سال بالاخره تعریف کنم که چند سال پیش بین من و جادی دقیقا چه اتفاقاتی افتاد و شرح بدم که چرا نسبت به جادی و افراد قبیله(گنگ) آزادی من اینگونه گارد خبیثانه‌ای بستم و روشنگری کنم کخ به چه علت است که جادی را بعنوان یک شیاد کلاهبردار، یک شارلاتان کثیف و پست‌فطرت می‌دانم و می‌شناسم.

good man
Charlatan

در صورتی که بر کسی پوشیده نیست، قبلا من هم مثل خیلی‌های دیگه، جادی را خیلی دوستش داشتم. آن هم بخاطر برخی خصوصیات اخلاقی و فعالیت‌های متاسفانه ظاهرا حقوق بشری که داشت! واقعا از ته قبلم قبولش داشتم.

آدمی بیش از آنکه از کسانی رنج کشیده باشد که سخنان ناگوار گفته باشند، از کسانی رنج کشیده که سخنان زیبا بر زبان رانده‌اند. آنان که با شعرها و شعارهای جذاب و وسوسه‌برانگیز، احساسات و تعلقات قلبی او را به بازی گرفتند و او را به راهی کشاندند که خود می‌خواستند.

از جادی درس عبرت بگیریم،
چرا که فردا ممکن است خیلی دیر شده باشد!

در ادامه ابتدا سعی دارم که کلیه مدارک و مستندات مورد نیاز را آماده و منتشر سازم و بعد از آن در نهایت کلیات و جزئیات رو در قالب یک ویدیو برایتان آنچنان شفاف‌سازی کنم، که شما هم براحتی بتوانید به ذات شیطانی این شیاد کلاهبردار بخوبی پی ببرید.

13 thoughts on “جادی میرمیرانی: یک گیگ روشنفکر و فعال حقوق بشر یا یک شارلاتان خبیث و شیاد کلاهبردار ؟

  1. خوندن این مزخرفات اونجایی برای من دردناک می‌شه، که می‌بینم فردی که هیچ آگاهی نسبت به دیگران نداره و کارشون رو نمی‌فهمه، می‌آد و شروع می‌کنه به دروغ بستن به این افراد و سعی می‌کنه همه‌چیز رو از زاویه دید منفی نگاه کنه و انسانیت رو حتی در خودش هم خاموش و ساکت کرده. اگر شما این حق رو به خودت می‌دی که با این توهین‌ها و گفتارهای خشمگینانه در مورد چنین افرادی نظر بدی، داری نشون می‌دی که چیزی از مسائلی که این دوستان روشون کار می‌کنن نمی‌دونی و به همین خاطر داری فقط چنگ می‌ندازی تا از روی وصل کردن چند حرف به دانش اندک خودت مسئله‌سازی کنی.

    شاید اصلا لزومی نداره که من بیام و چنین حرفایی رو اینجا بزنم. اما وظیفه خودم دونستم که بیام و اشتباهت رو بهت یادآوری کنم. من نمی‌دونم تو طرف چه کسی هستی و یا چه اعتقاد و باوری داری. گروه سیاسیت برام مهم نیست و شاید برای هیچ‌کس دیگه‌ای هم این چیزا مهم نباشن.

    چیزی که مهمه، اینه که شما یه میکروفون گرفتی دستت و از موضوعی که سر در نمی‌آری داری برای دیگران روضه می‌خونی. من نمی‌دونم دیگران چه فکری می‌کنن درباره حرفای تو، اما به نظرم اگه چیزی بلد بودی غیر از پریدن به دیگران، الان سر کار درستت بودی و حتی شاید اسم تو هم در بین این دوستان بود…

    به هر حال امیدوارم خداوند (اگر تو هم بهش باور داری) همه ما رو به راه درست ببره. اما باز هم می‌گم که ما حق قضاوت افراد رو نداریم و این کار در حیطه انسان نیست. به خصوص که بخواد به چنین شکل زشت و زننده‌ای انجام بشه و هر کسی رو متهم کنه.

  2. بیشتر از جادی خوشم اومد. چون آدمای خوب همیشه هم مخالف دارن هم موافق ولی موافقاشون بیشتره 🙂
    مرسی که جادی رو خوب نشون میدی :))

    1. کاش بیشتر برای خودتان تاسف بخورید که می‌ترسید حرف‌های ساده خودتان را با شخصیت واقعی بیان کنید.
      لازم به تذکر است که حرف‌های افراد ناشناس برای من هیچ ارزشی ندارند 🙂

  3. عرض سلام و ادب خدمت شما. راستش من تصادفی تنها با قسمتی از مطالب روبرو شدم. ب ندرت واسم پیش آمده ک بخاطر مطلبی ک دنبالش نیستم وقت بزارم. ولی باتوجه ب اینکه هیچ شناختی از شما و جادی ندارم و حتی تقریبا درجریان موضوع و بحث هم نبودم،یهو متوجه شدم ک کلی وقته دارم با اشتیاق دنبال میکنم. چندتا نکته ب نظرم امد.
    اول اینکه قطعا شما فرد توانایی هستی ک باعث شدی خیلیا از جمله خوده من بااینکه یا زیاد
    درجریان موضوع نیستیم و یا شاید بطور جزء و کل
    مخالف مطالبتون باشیم، ولی تونستین دیگران رو ن تنها جذب، بلکه تونستین با اراده ی خودشون درگیرانه دنبالتون کنن و از اونجا ک اصلا فردی نیستین ک از قبل شناختی باشه، این دنبال کردن بیشتر بااهمیت و جالب شد واسم. طوریکه الان
    خواب و بیدارم و ساعت 3 صبح ولی همچنان درگیر.
    زیاده گویی نکنم بیش از این و بپرسم چطور میشه باهاتون ارتباط برقرار کرد؟ آیا مثلا واتساپ یا تلگرامی دارید ک بشه ارتباطی داشت؟ راستی بنظرم اینم مهم امد ک بگم هرکسی ازتون نقدی کرده و یا مخالف و عکسه صحبتها و عقایدتون مطلب یا پاسخی داده، شما نتونستین ناراحتی و گاه حتی عصبانیت رو سرکوب یا حتی مخفی کنید. مخصوصا
    چون دیدم خودتون به تاب نیاوردن دیگران در زمانی ک کسی آینه ی رفتارشون میشه اشاره کردین وو…..

    1. درود بر پرهام عزیز، ممنونم که نظرت رو باهام درمیان گذاشتید. هرچند که من راستش نتوانستم با حرف‌هاتون زیاد ارتباط برقرار کنم. یعنی یه خورده واسم گنگ بود.
      اما راه ارتباطی خواستید این توییتر من و این تلگرام من هست.

  4. یاد حکایتی افتادم
    مردی با پسری همخواب شد و وقتی پسر و مرد بر می گشتند پسر بلند داد میزد من این مرد رو مورد عنایت قرار دادم، مرد در سکوت بود و وقتی یک نفر از او پرسید چرا در مقابل گفته های پسر خاموشی چیزی نمی گویی.
    مرد لبخندی زد و گفت عاقلان دانند..

    1. حکایت جالبی بود! چون منو بیاد این مطلب انداخت:
      دهقان فداکار در شبی سرد و تاریک، پیراهن خود را آتش می‌زند و به سوی قطاری می‌دود که به ریل‌های شکسته و سنگ‌های فروریخته نزدیک می‌شود. مسافران قطار غرق شادی و روزمرگی به مسخرگی و بینوایی او می‌خندند و راهبر قطار به سرعت قطار می‌افزاید.

      بگذریم… اینجانب از شما نظردهنده ناشناس صمیمانه از بابت این حکایت آموزنده تشکر می‌کنم! فقط ای کاش آنقدر جرات و جسارت داشتید که هنگام ثبت این نظر حداقل از یک ایمیل معتبر استفاده می‌کردید تا می‌توانستید پاسختان را هم دریافت کنید! هرچند از جماعت جادی پرست! بیشتر از این هم انتظار نمی‌رود. به همین دلیل واجب دیدم خطاب به خودم یادآوری کنم:

      که وظیفه روشنفکر همراهی با صدای غالب نیست، بلکه نقد صدای غالب است. روشنفکر بلندگوی قدرتمندان نیست، بلندگوی ضعیف‌ترین صدای جامعه است. وظیفه روشنفکر است که در قبال واقعیت‌های پنهان سکوت نکند و از تلاش برای فروریختن باورهای کذب واهمه‌ای نداشته باشد.

      و خوشحالم که راه درست را در پیش گرفتم💪✌️

      1. میگه گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه پیف پیف، برو خدا روزی تو جای دیگه حواله کن، کلا مهمل و خزعبل بود خودت و سایتت و حرفات، خدا شفات بده دیوانه زنجیری

  5. سلام به شما.
    من خیلی وقت نیست که با جادی آشنا شدم.
    من اون رو فقط به خاطر تدريس و طرز صحبت شیرینش دوست داشتم.
    ولی کم کم که طول کشید متوجه یک حالت دوگانگی توی صحبتای این جادی حالا هرچی اسمش رو می تونیم بذاریم هست.
    شاید هم کلمه درستش دوگانگی نباشه.
    ولی باید بگم فقط این رو کاملا ازش مطمئنم که:
    صحبتاش بو داره

    ولی خودم هم دقیق نفهمیدم که گیرش کجاست
    اول تو صحبتاش مشکلات و اشتباهات و حرفای عجیب رو نادیده می گرفتم شاید این فقط به خاطر وجهه ی کاملا معصومی بود که از خودش درست کرده بود.
    ولی متوجه یک بو هایی شده بودم که حالا به هر صورت نادیده می گرفتم.
    اما بعد از اینکه حرفای شما رو شنیدم این موضوع برام پر رنگ شد.
    و الان مطمئنم یک جای کار این می لنگه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *